
معنی لغوی عرفان و رابطه ی آن با تصوف با توجه به آیات قرآن
کریم و فرمایشات حضرت علی علیه السلام
عرفان در اصل لغت مرادف «معرفت» به معنی شناسائی است
و چنانکه در یکی از تعارف تصوف آمد، تصوف عبارت از استکمال
نفس و حقیقت جوئی و آخرین مقام تصوف شهود حق است در
تمام موجودات و این شهود حق، همان عرفا یا شناسائی حق
تعالی شانه است و کسی را که به چنین مقامی رسیده باشد
«عارف» می نامند .
طبق تعریف فوق به نظر می رسد که حق تعالی شانه قابل شهود
و رویت است آیا چنین است؟
در اینمورد خوبست به فرمایش مولا علی علیه السلام به روایت
امام محمد جعفر صادق علیه السلام توجه شود:
«ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله اورایت الله بعده اورایت الله فیه»
یعنی هیچ چیز را ندیدم مگر اینکه خدا را قبل از آن یا بعد از آن و یا در
آن دیدم....
البته این دیدن با چشم سر نیست بلکه با چشم دل است.
سعدی علیه الرحمه میفرماید :
رسد آدمی به جائی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حـــد است مکان آدمــــیت
باباطاهر علیه الرحمه میفرماید :
به دریـــا بنـــگرم دریــا تــو بینــم
به صــــحرا بنـــگرم صحرا تــو بینـــــم
به هـر جا بنــگرم کوه و در و دشت
نشـــان از قــامت رعـــنای تــو بینــــم
و یا در کافی به روایت امام جعفر صادق ، امیر المومنین(ع) میفرمایند:
«لم اعبد ربا لم ارد لکن لا بمشاهدة الابصار والعیان بل بمشاهدة
القلوب و الایقان»یعنی پروردگاری را که نبینم نمی پرستم، اما نه دیدن
با چشم ظاهر ، بلکه با دیدن چشم دل و یقین.
و همنگامی این دیدن امکان دارد که انسان از خود فانی و فناء فی الله
شده باشد چنانکه پیغمبر (ص) درباره ی امیرمومنان فرمود :
«لا تلوموا علیا فانه ممسوس فی ذات الله » یعنی علی (ع) را
ملامت نکنید زیرا که اوفانی در خدا است .
ونیز حضرت علی (ع) در این مورد میفرمایند :
«ولو کشف الغطاء ما ازددت یقینا»یعنی اگر پرده ها کنار رود بر یقین
من چیزی اضافه نمی شود و نیز در کتاب خدا در سوره ی یوسف آیه ۲۴
می خوانیم : «ولقد همت به و هم بها لولا ان رای برهان ربه...»
یعنی اگر یوسف برهان پروردگارش را نمی دید هنگامی که زلیخا میل
به او پیدا کرد او هم به میل طبیعی اهتمام می کرد ولی، میل او را
از عمل زشت بگردانیم زیرا او از بندگان معصوم و مخلص ما بود.
و همچنین در آخرین آیه ی سوره ی کهف آمده است :
« فمن کات یرجوا لقا ء ربه...»یعنی....پس کسی که به لقا و دیدار
پروردگارش امیدوار است باید نیکوکار شود و هرگز در پرستش
پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد.
و نیز در قرآن کریم می خوانیم : «الله نورالسموات و الارض» و
وقتی علی (ع) فانی در ذات باری تعالی میشود مانند قطره ای
که به اقیانوس می پیوندد، در اوفانی میشود و دیگر قطره نیست
بلکه با عظمت اقیانوس عظیم و جاودانه می گردد.
از این رو است که حضرت می فرمایند : «معرفتی بالنورانیه
معرفة الله معرفتی بالنورانیه» چون شناسائی حق تعالی شانه
برای بشر بدون شناسائی در مظهر ممکن نیست بطریق حصر فرمود که
« معرفت من به نورانیت منحصر است به معرفت خدا و معرفت خدا
منحصر است به معرفت من به نورانیت»
منبع : «بشارة المومنین صفحه ی ۱۹»

