منت به سرمن نیست به جز منت مولا
یا هو مددی سرور من حضرت والا
یا هو نشود سایه ی تو کم ز سر من
یا هو نظری کن به دل در به در من
یا هو به گدایت بکن از لطف نگاهی
یک عمر پریشانی واز چاله به چاهی
جامی که ز دست تو گرفتم شرفم داد
یک دست می و دست دگر تارو دفم داد
من جز تو کسی را نشناسم که ولی بود
حق بود علی و فقط او ذکر علی بود
رخصت که شوم خاک در خانه ی عشقت
صد جان چو من باد فدای ره عشقت
یا هو مددی از در حق تو بخواهم
تو صاحب من جز تو من ارباب ندارم
یا هو مددی کن که سزاوار گدایی
باشیم و تو بر ما ز کرم لطف نمایی
دل مست وزمین مست و زمان مست ز جامت
عالم همگی شیفته ی عشق و مرامت
یک تار ز مویت ندهم ملک دو عالم
درویشم و این بس که به نام تو ببالم
نای می و دف ذکر علی گوید و خواند
بد خواه علی نام به گیتیش نماند
در مسلک ما شرب مدام است طریقت
ما مست می ساغر حقیم و شریعت

